قطعه ادبی

قطعه‌ای ادبی از مهاتما گاندی

من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان ‌صفت باشم/ من می توانم تو را دوست داشته یا از تو متنفر باشم/ من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم/ چرا که من یک انسانم/ و این‌ها صفات انسانى است. و تو هم به یاد داشته باش:. من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى/ من را خودم از خودم ساخته‌ام/ تو را دیگرى باید برایت بسازد. و تو هم به یاد داشته باش/ منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است، تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند. لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان/ و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواه

ادامه مطلب ...
فقر، فرق آدماست!

فقر، فرق آدماست!کاریکلماتور :به قلم رجبعلی محبی. - خانم هایی که غلیظ آرایش می‌کنند، نقاشی خدا را خط‌خطی می‌کنند!. - پائیز، آغاز کشف ‌حجاب طبیعت است!. - سانسور، آسانسور دیکتاتوری است. - خوابگاه؛ هتل بی‌ستاره!. - ازدواج، مجازات عشق است!. - هیچ شکّی، نمی‌تواند نمازِ عشق را باطل کند. - بعضی‌ها ناز هستند، اما نیاز نه. - آرشیو قلب بعضی‌ها خیلی وسیع است!. - چون لنز می گذاشت، نگاهش خُرده‌شیشه داشت!. - اذانِ باریدن چشم را قلب می‌گوید. - باران مصنوعی، فرزند نامشروع اَبر است!. - فقر، فرق آدماست!. - تصادف، حاصل نافرمانیِ فرمانِ اتومبیل است. - عزرائیل قاتلی

ادامه مطلب ...
شادترین و تواناترین موجود در جهان خواهی بود اگر ...

مشکلی نیست که عشق ناتوان از غلبه بر آن باشد؛. دردی نیست که عشق ناتوان از درمان آن باشد؛. دری نیست که عشق ناتوان از گشودن آن باشد؛. رودی نیست که عشق ناتوان از برپایی پل بر آن باشد؛. دیواری نیست که عشق ناتوان از فرو ریختن آن باشد؛. گناهی نیست که عشق ناتوان از شستن آن باشد؛. مهم نیست که غم تا کجا ریشه دوانده،تا کجا افق تیره و تار مینماید،گره زندگی تا کجا کور است و بهم پیچیده،اشتباه تا کجا بزرگ مینماید،درک کافی از عشق نو شداروی تمام اینهاست. اگر تنها بتوانی چنانکه باید عشق بورزی شادترین و تواناترین موجود در جهان خواهی بود. امه فوکس. ای کاش میتوا

ادامه مطلب ...
متن های ادبی در سوگ خورشید

دست‌ها بالا می‌رود؛ بالاتر از تمام اندیشه‌های انسانى. گویی افق را می‌کاود تا سپیده روشن امید را از فراسوی تاریک یأس در پهنه آسمان دل بگسترد. هنوز «خورشید» باقی است، در حاشیه آسمان، کناره گرفته؛ چون کشتی نجات به ساحل افق لنگر انداخته. هنوز وقت آن نیست که از حرکت بازایستد و رها کند سرزمین‌های امیدوار را. زلال قلم ،سوگ خورشید طیبه محمدى:. دست‌ها بالا می‌رود؛ بالاتر از تمام اندیشه‌های انسانى. گویی افق را می‌کاود تا سپیده روشن امید را از فراسوی تاریک یأس در پهنه آسمان دل بگسترد. هنوز «خورشید» باقی است، در حاشیه آسمان، کناره گرفته؛ چون کشتی نجات

ادامه مطلب ...
به دل‌داری آسمان دل نمی‌بندم

1شیرینی‌‌های زند‌گی‌ام را ضرب در تو می‌کنم!. 2- کی می‌توانم روی ابر‌ها راه بروم؟. - نمی‌شود. - چرا، من شجاع‌ام. - همه چیز شجاعت نیست. این کار محال است، نمی‌‌بینی؟. - چرا؟ ابر‌ها ساکن‌اند! شاید فرصتی برای من باشد . هنگامی که از اتاق بیرون رفت، لب‌خندی از سر دل‌سوزی زد و گفت: «یادش به خیر کودکی! چه آرزو‌هایی که پر کشید!». از آفتاب فراری‌ام، به باد پشت می‌کنم، چتر را بر روی باران می‌گشایم، از آسمان و زمین فاصله می‌گیرم،. نمی‌خواهم به گرمی آفتاب و نوازش باد و دل‌داری‌های آسمان دل ببندم. !. 3قلب‌ام، روح‌ام و نفس‌هایم را. در دستان بی‌نیازت گم کردم.

ادامه مطلب ...
ای سهراب کجایی؟

آی سهراب کجایی که ببینی حالا. دل خوش مثقالی است. دل خوش نایاب است. توسوالت این بود. دل خوش سیری چند. من سوالم این است. معدن این دل خوش. تو بگو ای سهراب. در کدامین کوه است. در کدامین صحرا. در کدامین جنگل. راستی این دل خوش میوه ی زیباییست؟. من شنیدم این دل. بوی خوبی دارد. مثل خون دل آن آهوها. راستی ای سهراب. نکند این دل خوش. مثل آن مشک ختن. نافه ی آهوییست. شاید اصلادل خوش. بوده یک افسانه. چون در این عهد ندیدم دل خوش. دم هر عطاری عده ای منتظرند. مرد عطار به ایشان گفتست. دل خوش می آید. قیمت مثقالش. جانتان میطلبد. مردهامیگویند. جان ما را تو بگیر. دل

ادامه مطلب ...
این جهان،جهان تغییر است نه تقدیر

این جهان،جهان تغییر است نه تقدیر« گفته های نغز ». - این انسان نیست که با اصالت زاییده می‌شود، بلکه اصالت زاییده انسان‌های بزرگ است. «دانته». - اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می‌دادید، همان نتیجه ای را می‌گیرید که همیشه می‌گرفتید. - خورشید باش که اگر خواستی نتابی نتوانی. «زرتشت». - برای کشف اقیانوس‌های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید. - این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر. «تولستوی». - انسان هیچ وقت بزرگ نمی‌شود مگر آنکه ببخشد. «نلسون ماندلا». برای کشف اقیانوس‌های جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید. - کشت

ادامه مطلب ...
بارقه ای از ملکوت

بارقه ای از ملکوتعشق. بارقهای است از ملکوت،. اخگری از آن آتش جاویدان. لردبایرون. شاه کلید دروازههای شادمانی است. الیور وندل هولمز. حیات ثانی است؛ به قلمرو روح رهنمون است. به هر شریانی گرما میبخشد و. در هر ضربانی میتپد. جوزف آدیسون. در فطرت پاک همان پیوندی است که خورشید با زمین دارد. اونور د بالزاک. زیبایی روح است. سنت اگوستین. عشق. غایت وجود و تنها هدف آن است. بنجامین دیزرائیلی. نیکویی، افتخار، آرامش و زندگی بیریاست. هنری ون دایک. سرآغاز ادب است و بزرگواری. رالف والدو امرسون. پگاه افسونگر تمامی دلهاست. آلفرنس ماری لوئیز د لامارت

ادامه مطلب ...
عاشقانه ها

از میان تمامی نواهای زمینی،. نوایی که به دورترین نقطه در آسمان راه می‏یابد،. موسیقی موزون قلب عاشق است. عشق رود زندگی در جهان است. میندیش که با دیدن جویباری کوچک،. یا با رسیدن به نخستین چشمه حقیر،. عشق را شناختهای. تا آن زمان که از میان درههای خارایین نگذری،. و جویبار را گم نکنی،. و مرغزارها را پشت سر نگذاری. و جویبار را ببینی که هر آینه گسترده و ژرفتر میگردد،. تا آنجا که کشتیها بر پهنه آن پیش میرانند،. تا به فراسوی مرغزار پا ننهادهای و به اقیانوس بیانتها نرسیدهای،. تا تمامی گنجها را به اعماق این اقیانوس نسپردهای،. در نخواهی یافت ک

ادامه مطلب ...
فصل حقیقی عشق

بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر میدارد،. بگذار آن باشم که با تو در گلزار گل میچیند،. بگذار کسی باشم که احساس درون با او میگویی،. بگذار کسی باشم که بیدغدغه با او سخن میگویی،. بگذار کسی باشم که در غم، سوی او میآیی،. بگذار کسی باشم که در شادی با او میخندی،. بگذار کسی باشم که به او عشق میورزی. سوزان پولیس شوتز. نمیخواهم چنان بینیاز باشمکه تصور کنم خود به تنهایی میتوانم راه پیش ببرم،. یا چنان آزاد که نیازی نداشته باشم تا زندگی. را با دیگری تقسیم کنم،. و نمیخواهم چنان بر خود مسلط باشم،. که نگویم. خواهان توام،. نیازمند توام،. و همی

ادامه مطلب ...
زیباترین لحظه ها

همزاد کسی است که با او احساس عمیق پیوند میکنیم. گویی راز و نیاز بین ما، نه حاصل کوششی ارادی،. که ثمره موهبتی آسمانی است. این گونه پیوندی برای روح چنان ارزشمند است،. که بسیاری گفتهاند چیزی با آن برابری نمیکند. توماس مور. بخت اگر یار باشد،. شاید مردی چند صباحی بر جهان فرمان براند،. اما به لطف عشق،. او میتواند فرمانروای جاودان جهان باشد. آنکو که با عشق به دفاع بر میخیزد،. ایمن خواهد بود؛. آسمان منجی او و عشق حامی اوست. مهر در واژهها اعتماد میآفریند،. مهر در خیال ژرفا می آفریند،. مهر در احساس عشق میآفریند. لائوتسه. من خرسند و تو خرسندمن خرس

ادامه مطلب ...
یک روح در سه بدن

گزیده ‌گویی‌هایی از جبران خلیل جبران درباره‌ی عشق. هنگامی که عشق به شما اشارتی کرد، ‌از پی‌اش بروید،‌ هرچند راهش سخت و ناهموار باشد. عشق ، ‌تنها آزادی در دنیاست، ‌زیرا چنان روح را تعالی می‌بخشد که قوانین بشری و پدیده‌های طبیعی مسیر آن را تغییر. نمی‌دهند. محبوبم، ‌اشک‌هایت را پاک کن! زیرا عشقی که چشمان ما را گشوده و ما را خادم خویش ساخته، ‌موهبت صبوری و شکیبایی را نیز به ما ارزانی می‌دارد. اشک‌هایت را پاک کن و آرام بگیر، ‌زیرا ما با عشق میثاق بسته‌ایم و برای آن عشق است که رنج نداری، ‌تلخی بی نوایی و درد جدایی را تاب می‌آوریم. هنگامی که عشق به ش

ادامه مطلب ...
و بهترین راه شناخت زندگی!

عشق جاودانه است،. شاید شکل آن تغییر کند، اما جوهر یکی است. تفاوت بین عاشق و غیرعاشق،. همان تفاوت بین چراغ روشن است و خاموش. چراغ آنجاست و به کار میآید،. اما اکنون نور نیز میافشاند،. و همین نورافشانی، کار حقیقی آن است. بهترین راه شناخت زندگی، بسیار عشق ورزیدن است. ونسان ون گوگ. گرچه آتش و چراغی با خود دارم. و نیز نور ستارگان، ماه و خورشید را. تا در برق چشمانت نگاه نکنم،. همه و همه چون شبی تاریک مینمایند. بهارتر هاری. تو آنجا و من اینجا. کسی را نداشتهام تا با او از چیزهای کوچک بگویم،. از دانههای شبنم بر تیغههای علف،. یا از چیزهای بزرگ،. از

ادامه مطلب ...
از عشق بدم می آید

چنین گفت مارک . چنین گفت مارک تواین نویسنده آمریکایی متولد 30نوامبر سال 1853. . زندگی سراسر از شادی میشد اگر ما در سن 80سالگی بدنیا بیاییم و رفته رفته به سن 18سالگی برسیم . عشق عینک سبزی ایست که انسان با آن کاه را یونجه می بیند . سعی نکن به یک خوک آواز خواندن یاد بدهی . هم وقت خودت را تلف می کنی و هم خوک را اذیت می کنی . میهن پرست : آدمی که می تونه بلند داد بزنه ولی نمی دونه واسه چی داره داد میزنه . من از عشق بدم می آید ، برای اینکه یک بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم . خدا در اولین قدم انسانی سبک مغز ساخت ، این کار تمرینی بود سپس خداوند تخ

ادامه مطلب ...
خدا هنوز از انسان نا امید نشده!

سخنانی از رابیندرات تاگور. عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن!. من با عشق به تو، تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام . آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد،آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند . اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . امید، نان روزانه آدمی است . رنج هست، مرگ هست، اندوه جدای

ادامه مطلب ...
گفتگو با خدا

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد . Interview with god. I dreamed I had an Interview with god. خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم . So you would like to Interview me? "God asked. ". خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟. If you have the time "I said". گفتم : اگر وقت داشته باشید . Go

ادامه مطلب ...
شادی،شگفتی وحیرت در ...

عشق والاترین موهبت زندگی است. عاشق بودن. تجربه تمامی احساسات بیرون از عشق،. و از نو بازگشت به عشق است. عاشق بودن. تحمل رنج و درد. و توانایی غلبه و از یاد بردن این رنج و درد است. عاشق بودن. همان است که بدانی دیگری کامل نیست. بتوانی بخشهای نازیبا را ببینی ولی. بر بخشهایی که دوست میداری تاکید کنی و. شادمانه هر دو را بپذیری. عاشق بودن. برپا ساختن ستونهای استوار بر بنای احساسات است. ولی جایی نیز برای تغییر بگذار. چون. داشتن احساس یکسان در تمام عمر. جایی برای رشد، تجربه و آموختن نمیگذارد. عاشق بودن. توانمند بودن در پذیرفتن ایده ها و واقعیت های نو است

ادامه مطلب ...
فراتر از بودن

فراتر از بودنبخش هایی از کتاب فراتر از بودن اثر کریستین بوبن. مرگ مانند زندگی، ضرب آهنگ ها، فصل ها و نمو خودش را دارد. امروز ما در آستانه بهار هستیم. فردا، سوسن ها و درخت های گیلاس جشن خود را برپا خواهند کرد. ژیسلن، وقتی من رویم را بر می گردانم تا تو را در مرگ تازه ات ببینم _ هر چند کلمه برگشتن کلمه مناسبی نیست زیرا تو همیشه جلوتر، همیشه پیش تر از من بودی _ تو را در این موسم آخرین یخ بندان و اولین شکوفه های سفید، به صورت زن جوانی می بینم که زیر رگبار باران قهقهه می زند. دل ام برای خنده ات تنگ می شود. در فقدان یا می توان پوسید، یا می توان ب

ادامه مطلب ...
ناودان و الماس

شطحی از احمد عزیزی. چترهای آسمانی‌مان را باز کنیم، خدا می‌بارد بر کوه، ابرها بر‌ شانه‌های کوه سنگینی می‌‌کنند، آنان را تا نزد آلاچیق های خود راه ‌دهیم. دارد باران می‌بارد، اطراف چادر را با سرنیزه‌های آبائی‌مان گود ‌کنیم. امشب مروارید از آسمان خواهد بارید، باید منتظر تگرگ باشیم، تگرگ زیبا، تگرگی که گردنبند پاره فرشتگان است؛ تگرگی که ناودان ما را پر از دانه‌های الماس می‌کند. باد می‌آید، گیسوان خویش را چون بید بر دشت بگسترانیم، آتش، آتش مقدس را روشن کنیم که هدیه الهه نور به آدمیان است. بر گرد آتش گرد آییم و از روزگاران کهن سخن گوییم، خرگوشها در خ

ادامه مطلب ...
ازدواج را چنین تعریف کرده اند: ...

ازدواج را چنین تعریف کرده اند: . ازدواج در ضرب‌المثل‌های جهان. 1- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط ). 2- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر). 3- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز ). 4- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند ). 5- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون ). 6- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی). 7- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیس

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه