مهدی فخیم زاده: ولایت عشق آخرین فیلم تاریخی من است!

گپ و گفت با مهدی فخیم زاده، بازیگر، کارگردان، تهیه کننده و فیلم نامه نویس معروف سینما و تلویزیون
تنهاترین سردار سریال اولین سریال تلویزیونی مهدی فخیم زاده بود که به زندگی امام حسن (ع) می پرداخت و چهار سال بعد هم او سراغ زندگی امام رضا (ع) رفت و ولایت عشق را ساخت. حدود پانزده سال آز آن روزها می گذرد اما او هنگام ساخت ولایت عشق با همان مشکلاتی رو به رو بوده که امروز داود میرباقری، احمدرضا درویش و دیگران برای ساختن کارهای تاریخی- مذهبی با آنها درگیر هستند.

فخیم زاده در این گفت و گو از مهم ترین و سخت ترین چالش های ساخت این نوع فیلم ها، از فیلمنامه تا اجرا می گوید. از مسائلی که برای حضور فیزیکی امام رضا (ع) در ولایت عشق داشته تا گرفتاری هایی که باعث شده قید فکرکردن به ساخت فیلم های تاریخی- مذهبی را هم بزند!

مهدی فخیم زاده

مهدی فخیم زاده

در دو سریال تنهاترین سردار و ولایت عشق از مرحله ی فیلمنامه تا اجرا با چه سختی هایی رو به رو بودید؟

تنهاترین سردار توسط کارگردان دیگری شروع اما گرفتار مشکلاتی شده بود، به خاطر همین من را فرستادند تا آن کار نیمه کاره را تمام کنم. در آن سریال مشکلات زیادی نداشتیم چون ماخذ ما برای فیلمنامه، کتاب صلح امام حسن (ع) (نوشته شیخ راضی آل یاسین) بود که رهبر معظم انقلاب ترجمه کرده بودند.اما با شروع ولایت عشق معضل از هر طرف خودش را نشان داد. یکی از معضلات اصلی این است که ما در فیلمنامه ها معمولا با آزمون و خطا به نتیجه می رسیم. فرض کنید برای یک سریال موضوعی پلیسی، خانوادگی یا ملودرام انتخاب می کنید.

برای نوشتن فیلمنامه اش یا براساس شخصیتی شروع می کنید، یا حادثه ای محور قصه ی شماست. بعد که پیش می روید، ممکن است آن شخصیت در فیلمنامه کار نکند، درنتیجه شخصیت را دگرگون یا شخصیت دیگری را جانشین می کنید. یا ممکن است آن حادثه ی اصلی رنگ ببازد و اصلا دیگر در فیلمنامه جایی نداشته باشد. همین طور جلو می روید و اصلاح و آزمون و خطا می کنید تا به آن شکل مطلوب دراماتیک برسید.

اما در کارهای تاریخی اولین مسئله این است که با یک سری شخصیت ها و حوادث ثابت رو به رو هستید که نمی توانید آنها را دگرگون کنید. لازم است شخصیت ها را با همان شناسنامه ی تاریخی حفظ کنید و از لا به لای حوادث ثابت عبور کنید. مثلا در ولایت عشق با مامون، امین، فضل بن سهل، اباصلت و… نمی توانید کاری کنید. این شخصیت ها کاملا ثابت هستند و تکلیفشان هم کاملا مشخص است. حوادث هم معلوم است؛ مثلا هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرور، نماز باران، نماز عید فطر، خطبه های نیشابور و… با اینها هم نمی توان کاری کرد.

معضل دوم، مسئله ی استنادات تاریخی و آن چیزهایی است که در شریعت قبول شده. در تاریخ با اقوال مختلفی رو به رو هستید. مثلا درباره ی هجرت امام رضا (ع) از مدینه به مرو اقوال مختلفی وجود دارد و مسیرهای مختلفی را هم اسم برده اند. همچنین اقوال مختلفی ذکر شده که مامون چه کسانی را برای آوردن امام رضا (ع) به مدینه فرستاده است. از یاسر خادم، عیسی جلودی یا رجا ابن ضحاک و… .

در هر کدام از تاریخ ها آدم های مختلفی را ذکر می کنند. همچنین مسائلی را تاریخ نگاران ذکر کرده اند که ممکن است با اعتقادات ما شیعه ها مغایرت داشته باشد. مثلا در عیون الاخبار- که شیعه هم آن را قبول دارد- در عهدنامه ی منسوب به امام رضا (ع) و مامون ذکر شده که امام رضا (ع)، مامون را امیرالمومنین خطاب می کند در حالی که از نظر ما امام رضا (ع) نمی تواند این کار را کرده باشد، چون «امیرالمومنین» اختصاصا لقب علی بن ابی طالب (ع) است. معضل بعدی اصول درام است که باید با این شخصیت ها و حوادث ثابت تعبیه شود و عینیت پیدا کند که اگر این قالب ها را رعایت نکنیم کار جذابیت نخواهدداشت.

درباره ی نمایش چهره ی معصومین در این آثار نمایشی چطور؟

بعضی مراجع معتقدند می توان چهره را نشان داد و بعضی می گویند نه. سنت هم چیز دیگری است؛ سنت در سینما این است که هیچ وقت چهره ی معصوم دیده نشود. در تنهاترین سردار هم همین گونه بود. امام حسن (ع) حضور نداشت و اطرافینان و شخصیت ها مدام می گفتند امام فرمود، امام گفت و… اما وقتی به ولایت عشق رسیدیم من به شورای تاریخ صدا و سیما گفتم نمی توانم درباره ی کسی فیلم بسازم که خودش هیچ حضور عینی ندارد و دائما بگویم امام رضا (ع)فرمود و… . در نتیجه برای اولین بار ریسک کردیم و آدمی را جای شخصیت معصوم گذاشتیم که حضور عینی داشت و صدایش را می شنیدیم، فقط چهره اش نورانی بود و دیده نمی شد.

اوایل سریال بود که موسسه ی صبا دستگاهی کامپیوتری وارد کرده بود که توانستیم به وسیله ی آن، چهره ی امام را نورانی کنیم و تا حدودی حضور امام رضا (ع) بین مردم را نشان دادیم و همین باعث شد مخاطب با شخصیت محوری ارتباط برقرار کند. این مجموعه معضلات من را به این نتیجه رساند که بعد از ولایت عشق دیگر سراغ این نوع کارها نروم.

ولایت عشق آخرین فیلم تاریخی من است!

ولایت عشق آخرین فیلم تاریخی من است!

فقط به همین دلایلی که گفتید؟

تاریخ دان ها در همه ی دنیا معتقدند که فیلم های تاریخی، تاریخ را خراب کرده اند. غلط هم نمی گویند. اما از طرف دیگر توجه نمی کنند که درام نویسی هم اصولی دارد. اگر شما می خواهید از مدیوم تصویر و درام استفاده کنید تا یک مقوله ی تاریخی را به گوش مخاطبان عام برسانید، این مدیوم اصولی دارد که باید به آن اصول تن بدهید وگرنه قصد و غرض شما نقض می شود.

این همان بلایی است که سر خیلی از فیلم های تاریخی آمده که نمی خواهم اسم ببرم. به خاطر همه ی این مشکلات من دیگر این کار را نکردم. اتفاقا بعدها پیشنهادی درباره ی یک فیلمنامه در دوران امام حسین (ع) شد که سوژه ی خوبی هم داشت ولی هرچه آقای اسلامی مهر، مدیرعامل سیمافیلم و آقای دارابی، معاون وقت سیما اصرار کردند قبول نکردم و گفتم ولایت عشق آخرین فیلم تاریخی من است.

یکی از سختی های دیگر این نوع فیلم ها و سریال های تاریخی- مذهبی این است که قدرت شخصیت پردازی خیلی کم است. در حالی که طبق اصول درام شخصیت ها اول باید دچار بحران شوند و بعد از گذراندن سختی ها و نقص ها موفق شوند. شما برای گذر از این اتفاق در ولایت عشق از چه ترفندی استفاده کردید؟

در ولایت عشق، شانس هایی وجود داشت. مثلا فرض کنید خود هجرت اما از مدینه به مرو یک نقطه عطف بود. یا شخصیتی به نام هشام بن ابراهیم، از یاران و موکل ایشان وجود داشت که شخصیت خوبی برای درام بود. این آدم وقتی به دربار مامون رسید، جاه و جلال چشمش را گرفت و دگرگون شد. درنتیجه خود به خود شخصیت خوبی برای من بود. آدمی بود که می گفت هم امام رضا (ع) را دوست دارم، هم صدای سکه را می شنوم. ولی کنار این شخصیت، اباصلت هم بود که هیچ کاری نمی توانستم با او کنم.

برای این که اباصلت شخصیت بزرگ و خوبی بود اما آدم نامناسبی بود برای درام! برای این که این آدم سفید سفید بود و نمی شد به شخصیت او دست زد، چون راوی صدیق شیعه است. شخصیتی که یکرنگ است، چه سیاه، چه سفید مطلق، هم برای درام شخصیت بدی است، هم باری بازی و بازیگر. شخصیت های خاکستری برای درام خوب هستند. از طرفی ما شخصیتی مثل مامون را هم داشتیم. این آدم مجموعه ای از تضادها بود.

او آدم باسوادی بود. کسی بود که دستور ترجمه آثار فلسفی به عربی را داده بود و نهضت ترجمه را به وجود آورده بود و خودش در عین این که به شدت به قدرت تمایل داشته، از معرفت هم خالی نبوده ولی به خاطر قدرت، حقانیت امام را زیرپا گذاشته بود. یکی از معضلات دیگر این است که باید یک سری شخصیت در این نوع کارها تعبیه کنید؛ شخصیت هایی که بتوانند واسط درام و تاریخ شوند و قصه را پیش ببرند. این شخصیت ها ممکن است سند تاریخی نداشته باشند ولی شما باید جوری آنها را تعبیه کنید که واقعی به نظر برسند.

فخیم زاده: دیگر فیلم مذهبی نمی سازم

فخیم زاده: دیگر فیلم مذهبی نمی سازم

مثل بعضی شخصیت های آقای میرباقری در مختارنامه…

بله، تماشاچی نباید تشخیص بدهد که چنین آدمی در تاریخ نیست. باید یک شخصیت به ظاهر شناسنامه دار و باورپذیر اضافه کرد که با بقیه ی شخصیت ها ترکیب شود. مثلا در ولایت عشق شخصیت علی بن عثمان- که خودم نقش او را بازی می کردم- شخصیتی ساختگی است. خودم درستش کردم. اما جوری درست کردم که همه بعدها دنبال سند تاریخی این شخصیت می گشتند!

سوال دیگر درباره ی این نوع کارها این است که اصولا تفاوت بین فیلم های تاریخی و تاریخی- مذهبی در چیست؟ چه عناصری به فیلم های تاریخ اصافه می شود که آنها را به فیلمی مذهبی هم تبدیل می کند؟

یکی از نگرانی ها درباره ی این نوع کارها همین وجه مذهبی بودن آنهاست.مردم برای اعتقادشان به سند و مدرک و تاریخ نیازی ندارند. همان زمان که سعی می کردم از زیر بار مسئولیت ساختن ولایت عشق فرار کنم، برای تحقیق رفتم مشهد و با یک واکمن دم حرم ایستادم و از بعضی زائران که مرا می شناختند و سلام و احوال پرسی می کردند می پرسیدم امام رضا (ع) چرا اینجا دفن است؟

جواب معمولا این بود که «پس کجا دفن باشد؟» می گفتم خب امام عرب بودند و قبل از این در مدینه بودند، پس چرا در خراسان دفن شدند؟ با سرزنش جواب می دادند که «امام عرب است؟» یعنی با شماتت به من می گفتند این چه حرف بیخودی است تو می زنی. از بیست نفری که پرسیدم فقط یک نفر گفت «امام داشته از اینجا رد می شده». یعنی حتی او هم نمی دانست از کجا می آمده. ولی همه شان عاشق امام رضا (ع) بودند و داشتند می رفتند زیارت. آنها با امام رضا (ع) دید و بازدید دارند و امام رضا (ع) در زندگی آنها مشارکت دارند.

مردم برای باور و ایمان و اعتقاد به سند و مدرک احتیاج ندارند و این خطر بزرگی است چون ممکن است تو درباره ی یکی از این معصومین فیلمی تاریخی بسازی و به این باورهای خالصانه لطمه بزنی. خود این اطلاعاتی که تو می دهی ممکن است نه تنها به تحکیم اعتقاد کمک نکند، بلکه به آن لطمه بزند. این هم یکی از وحشت هاست.

خودتان به خاطر همین وحشت ها دیگر سریال تاریخی- مذهبی نمی سازید؟

بله. همان موقع هم آقای لاریجانی وقتی درباره ی ساختن کاری درباره ی حضرت رسول (ص) با من صحبت کردند، به شوخی گفتم من به امام رضا (ع) قول داده ام که دیگر نه به پدران ایشان کاری داشته باشم، نه به پسران ایشان! کار تاریخی- مذهبی گرفتاری های زیادی دارند. آقای درویش الان مدت های گرفتار ساخت فیلمش نیست، بلکه گرفتار حواشی فیلمش است.

یکی از معضلات این کار این است که آدم های قدرتمندی وارد این بازی می شوند که دیگر مسئله، منتقد و رسانه ها و خوبی و بدی فیلم نیست. مطلب به جاهای دیگری کشیده می شود و حرف هایی زده می شود که آنجا حیطه ی ما نیست. یعنی ما نمی توانیم وارد آن حیطه ها بشویم.

راه حل این محدودیت ها چیست؟

راه حل سینمایی وجود ندارد. این معضلات از بیرون به سینما حواله می شود.به خاطر همین شاید بهتر باشد که کلا وارد این حیطه نشویم و همان کار خودمان را بکنیم و فیلم خودمان را بسازیم. وقتی وارد حیطه های این شکلی می شویم قدرت مقابله و دفاع از ما گرفته می شود.

مهدی فخیم زاده

مهدی فخیم زاده

البته حتما این نظر واقعی تان نیست که فیلم تاریخی- مذهبی نسازیم…

من درباره ی خودم حرف می زنم و برای کسی تعیین تکلیف نمی کنم. یادم هست زمان پخش امام علی (ع) یک سری مسائل عجیب و غریب به وجود آمد. فقط یک قدم مانده بود که مثل سریال سرزمین کهن کمال تبریزی از آنتن برداشته شود.

و مدل پیشنهادی خودتان برای نمایش چهره ی معصومین در آثار نمایشی چیست؟

من همان موقع ساخت ولایت عشق گفتم نمی توانم درباره ی کسی فیلم بسازم که در سریال حضور نداشته باشد. در سیمافیلم شورای تاریخ اسلام وجود داشت که مرحوم دکتر شهیدی، مرحوم دکتر آیینه وند، رسول جعفریان، آیت الله محلاتی، حیدریان و یک نماینده از طرف آقای لاریجانی در آن حضور داشتند. آن شورا حتی محور این کار را که از کجا شروع کنی و کجا تمام کنی مشخص می کردند.

مثلا به من گفتند با مرگ هارون شروع کن و با شهادت امام رضا (ع) تمام کن. من به آن شورا گفتم نمی توانم شخصیت امام رضا (ع) را حذف کنم. گفتند ما صحبت می کنیم. بعد از مدتی گفتند برو نشان بده، ما در شیعه حرمت تصویر معصومین نداریم، ولی درباره ی این مسئله اجماع وجود ندارد. این مسئله در تعزیه هم هست. اما باز هم بعضی از آقایان مراجع قبول ندارند. به نظر من با درنظر گرفتن این مقوله که بدون نمایش چهره نمی توان با مخاطب ارتباط برقرار کرد، باید حکم واحدی وجود داشته باشد.

تاریخ دان ها هم باید قبول کنند که سینما و تلویزیون مدیومی است که تو می خواهی از آن استفاده کنی و قرار نیست طبق متن تاریخ باشد و قرار است این اثر نمایشی واسط بین مردم و تاریخ باشد. این حساسیت ها را باید کنترل کرد. کاری نکنیم که این حساسیت ها تبدیل شود به بود و نبود کار؛ به نساختن فیلم های تاریخی- مذهبی./ مجله همشهری سینما

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه