جدید ترین اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک

جدید ترین اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک

مجموعه : اس ام اس عاشقانه
جدید ترین اس ام اس های عاشقانه و رمانتیک

زندگی نفس کشیدن و زنده بودن نیست

بلکه قانون باورهاست پس باورکن بیادتم

مشترک گرامی تاریخ شارژ علاقه ما به شما

تا وقتی نفس باقی است اعتبار دارد… همراه آخر…

عزیزم میدونی چرا به نفس نفس افتادم؟

می خوام ریه هامو پر کنم از هوای بودنت

من حرف های دلم را در گوش قاصدکی زمزمه کردم

که از حوالی نگاه تو عبور می کرد

تقصیر برگ ها نیست

آدم ها همین اند: نفس می دهی لهت می کنند

رسمش نبود بی وفا

بی هوا رفتی، بی نفس ماندم

نفس هایم بوی دود می دهد

نه اینکه اهل دود باشم نه دلم سوخته است

آتش زیر خاکستر است این دل…

مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند عزیز

مهم نفس هایی ست که با تو کوتاه

و بی تو بلند کشیده می شود

آرام آرام نفس میکشم

تا که شاید نرود همه ی آن هوایی که سراغ تو را می گیرد

باور کن عزیز کار من نیست کار خداست

دلم جایی میان نفس هایت گیر کرده

رفت

اما هرگز پایانش را نخواستم

مگر می توان بدون نفس زندگی کرد

میگن به یکی که گفتی نوکرتم

از نون نفس تا میم مرگ باهاش باش

نوکرتم رفیق…

پ��ت پلک کدام قصه به خواب رفته ای

که هر شب قصه ی آمدنت را می گویم

و نمی آیی!؟!

میگویند زمان طلاست اما من چشیدم

دروغ میگویند، زمان آتش است

ثانیه به ثانیه اش میسوزاند

و تا به شعله ات نکشد نمیگذرد

باران که می بارد دلم برایت تنگ می شود

راه می افتم بدون چتر

من بغض می کنم، آسمان گریه

بغض بزرگترین اعتراضه

اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست، یه التماسه…

بگذار بگویم عزیزم

بغض که می کنی نازنین

گریه ام می گیرد

خنده ات که بگیرد

حالم از همیشه بهتر است

می بینی زندگی ام را!

به دلت بند است بند دلم

کاش میشد نوشت

تموم حرفهایی که بغض شدند

و بر گونه جاری نشدند

خنده هایم با بغض و حرف هایم با مکث همراه شده اند

تنم را نمی دانم روحم سخت گریان است

برایم از بازار یکبغض خوب بخر

این بغضی که من دارم هر روز می شکند

کاش می شد نوشت

تمام حرف هایی را که بغض شدند

ولی بر گونه جاری نشدند

کاش می شد

آنقدر بغض هایم را فرو دادم و خندیدم که

خدا هم باورش شد که چیزی نیست

من یه دخترم

وقتی دلم میگیره

بشقاب ها را نمی شکنم

شیشه ها را نمی شکنم

غرورم را نمی شکنم

دل کسی را نمی شکنم

زورم به تنها چیزی که می رسد این بغض لعنتی است!

آنچنان سوزانم!

که نگاهم هر احساسی را به آتش می کشد!

آنچنان محزون، آنچنان غمگین

که صدایم بغض سنگ را می شکند

امروز نبودی، اما خیلی چیزها بود

من بودم

باران بود

چتر بود

بغض بود

همراه همیشگی ام هم بود

جای خالیت را می گویم

دلت که آرام نباشد

خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ

بیخیالی هایت هم دردی دوا نمی کنند

کافیست بهانه اش جور شود

بغض امان نمیدهد

همیشه دقیقآ وقتی پر از حرف هستی

وقتی بغض میکنی

وقتی دآغونی

وقتی دلت شکسته

دقیقا همین وقتا

انقدر حرف داری که فقط میتونی بگی…

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم

بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند:

خوش به حالش، چه زود فراموش کرد

تو رفتی

و اینها می مانند تا ابد

یک آه

یک بغض لعنتی

و یک سوال بی جواب

آیا هنوز هم گاهی دلت برایم تنگ می شود؟

در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

عطرتنت روی پیراهنم مانده امروز بوییدمش عمیق، عمیق…

با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم

و به یاد آوردم که دیگر، تنت سهم دیگری ست و غمت سهم من

می دونی برنده ترین چیزی که تو دنیاست چیه؟

خاطره ای که می خوای فراموش کنی

و با هر نفس بیشتر یادت میاد

عشقت را نازنین در آسمان دلم چنان اوج دادم

میتوانم تا آخرین نفس به نظاره زیباییش بنشینم

تو لیاقت این اوج را داری پس تا ابد در این آسمان جولان بده

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه